سفارش تبلیغ
صبا
از خداوند دانش سودمند بخواهید و ازدانشی که بهره نمی دهد به خدا پناه ببرید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
پنج شنبه 95 دی 23 , ساعت 11:31 عصر

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/4/4f/damavand.JPG


وقتی

دارکوب ها

سکوت می کنند

و سرچه های آبادی

رقص انجیر را

از یاد می برند

و زنبور های عسل

دیر بیدار می شوند

وقتی

رودخانه ها

آوازهای نقره ای

نمی خوانند

وابرهای دماوند

از قلّه ها

فرار می کنند

و دختران ایل

کوزه ها را می شکنند ...

هراسان می شوم

مادرم می گوید

آسمان

قهر کرده است

از بس که ما

به زمین چسبیده ایم


سه شنبه 94 دی 1 , ساعت 11:41 عصر

https://scontent.cdninstagram.com/hphotos-xaf1/t51.2885-15/s320x320/e15/10802454_346336928872443_1672143497_n.jpg

 

دست خورشید را

می گیری

ازقله ها

بالا می آیی

و اشک های شوق

بر دامنه ها

سرازیر می شوند

شب

دندان هایش را

به هم می ساید

آه ! آفتاب من !


سه شنبه 93 دی 16 , ساعت 2:10 صبح

http://www.abipic.com/wp-content/uploads/2011/12/lonely-trees12.jpg

* تنهایی

دوستانم

چهارهزار قلّه اند

چهار هزار باغ سیب

چهار هزار ...

درچهار هزار آبادی


یارانم

آفتاب سپیده دمند


امّا

آن که

همچنان در باران

با من قدم می زند

آن که

همسفره ام می شود

شب ها

برایم حافظ می خواند

با مژه های بلندش

سبد ، سبد

ستاره می چیند

و خدا را

تفسیر می کند

آن که

گاهی پنجره ی فولاد

گاهی زاینده رود را

به خانه ام می آورد ،

بهار که می رسد

مرا به تماشای شکوفه های گیلاس می برد

و زیر درخت توت

چای،تعارف می کند

و مهر که می آید

نگاهم را

به نیمکت ها می دوزد

تنهایی است

تنهایی ...


چقدر دوست دارم

انگشتر خورشید را

برایش بخرم

 

دوستانم امّا

چهار هزار باغ سیب

چهار هزار گندمزارند

در چهار هزار آبادی

 

 

 

 


سه شنبه 88 شهریور 17 , ساعت 12:42 صبح

شنبه شب ،پانزدهم ماه مبارک ،سعادتی دست داد تا به اتفاق جمعی از دوستان شاعر، مهمان مقام معظم رهبری باشیم .  به یاد ماندنی بود و خاطره انگیز .

   خاطرات زیادی به سراغم آمدند ؛ خاطرات سال های 55 ، 56 که در دانشگاه فردوسی مشهد ، دانشجوی جوانی بودم با نوعی حس دین خواهی مترقی . جزوات و نوارهای سخنرانی زیادی جمع کرده بودم و برای مخفی ماندن محتوای نوارها روی هر نواری علامتی می زدم .

   علامت نوارهای سخنرانی آقای سید علی خامنه ای یک کره زمین به رنگ سبز بود.

   خاطرات تظاهرات 57 مشهد که عمدتا رهبری آن با آقا ، آیت الله واعظ طبسی ، شهید هاشمی نژاد وبا پشتیبانی آیت الله شیرازی بود.

    بسیاری از مواقع ضبط صوت قدیمی سنگینی را با خودم به مراسم تظاهرات می بردم و سخنرانی آقا را در پایان مراسم ضبط می کردم : سخنرانی در صحن عتیق ، سخنرانی مقابل بیمارستان امام رضا ، سخنرانی در ...

    و امروز پس از گذشت سی و چند سال از آن سال ها ، می اندیشم  اگر نقاش ماهری بودم

روی برچسب آن نوار های قدیمی تصویر مردی را می کشیدم که بر بام جهان ایستاده است و

با دست های مهربانش همه کس وهمه چیز ، حتی خورشید را به سوی نور راهنمایی می کند.

 

      موج ، عادت دریاست

      جوانه ، عادت درخت

      شکفتن  ، عادت تو

  

      پرنده از جنس پرواز است

      باغ ، از جنس رویش

      و تو از جنس آسمان

     

      خورشید ،

      با روشنی معنا می شود

      قله با ارتفاع

      و تو با وسعت سادگی ات

  

       کوه از صلابت سرشار است

       دشت ، از بی کرانگی

       و تو از خدا و عشق

      

       جنگل را با درختانش می شناسم

       کهکشان را با ستارگانش

       و تو را با پرندگان نگاهت

  

       بهار ،تکرار طراوت است

       صبح ، تکرار آفتاب

       و تو ، تکرار امام

 

       آه ای صمیمی روشن!

       یک روز

       دنیا

      حقیقت عاشقانه ات  را

      حکایت خواهد کرد



لیست کل یادداشت های این وبلاگ