سفارش تبلیغ
صبا
خدای سبحان، هر آن که را دینش استوار ودستانش گشوده باشد، دوست دارد . [امام علی علیه السلام]
 
پنج شنبه 95 خرداد 27 , ساعت 10:24 عصر

قبرستان ابوطالب-مدینه

 

*   پناهگاه خورشید                           برای خدیجه کبری(س)


 

می توانستی

 

بر کرسی های عاج بنشینی

 

و از فراز کاخ های زمرّدین

 

کاروان هایـت را تماشا کنی

 

کاروان های حبشه

 

کاروان های شام

 

می توانستی

ملکه ی رویاهایت باشی

 

می توانستی ...

 

اما تو

 

برحصیر کهنه ی یتیمی نشستی

 

که بوی فرشتگان می داد

 

و خدا

 

خورشید را

 

در دامنت گذاشت

 

و سایه ی مهربانت

 

پناهگاه ملایک شد

 

پناهگاه پیامبران

 

...

 

سلام خدا گوارایت باد

 

روزی که تو

 

نیمه ی خرمایت را

 

به پیامبر ، بخشیدی

 

آسمان ، تو را

 

مادر  مادر  امامان کرد .1

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- روایت شده است که حضرت خدیجه(س) در شعب ابی طالب- که سه سال به طول انجامید-

سهم خود را که یک نیمه ی خرما بود به همسرش ،پیامبر خدا(ص) می داد ومی گفت: اگر من بمیرم باکی نیست تو پیامبری و باید زنده بمانی.


شنبه 94 اسفند 22 , ساعت 12:20 عصر

https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR7ej-GK7ElU0HjRtPTBYRdUHBzA6WkgZcxo_Uexvf9_q5K1OSIبه آستان بی نشان فاطمه زهرا (س)

 

 

گاهی تبری به پای توحیـــد زدنـد

گاهی لگدی به جـان امّیـــد زدنـد

آن شب صفتان بی بصیرت ، آخر

آتش به در خانه ی خورشیـد زدند


سه شنبه 94 دی 1 , ساعت 11:41 عصر

https://scontent.cdninstagram.com/hphotos-xaf1/t51.2885-15/s320x320/e15/10802454_346336928872443_1672143497_n.jpg

 

دست خورشید را

می گیری

ازقله ها

بالا می آیی

و اشک های شوق

بر دامنه ها

سرازیر می شوند

شب

دندان هایش را

به هم می ساید

آه ! آفتاب من !


سه شنبه 94 خرداد 5 , ساعت 1:21 صبح

https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcT_JM_J8IBiaduKDuiE3aENOw7yHZPrpP87g0MRDnVkOUPkekFe

 چند کوچک خودمانی


***روزگاری کوه بودم

     سالیانی دریا

     کاش آدم می شدم

     یک روز


*** ستاره ها که می آیند

      ماهی

      روشن می شود درمن

      خورشیدم را

      قرن ها پیش

      به سیاهی ابر ها سپرده ام


*** چه انتظاری داری

       از من

       حتی امام (ع)

       راز هایش را

       به چاه ها می گفت

       در سایه های سنگین شب


سه شنبه 94 فروردین 4 , ساعت 8:8 صبح

http://moudeomam.com/images/stories/hojoom.jpg

 

*به فاطمه زهرا (س)

گاهی تبری به شاخ توحیـد زدنـد

گاهی لگدی به جـان امّیــد زدنـد

آن شب صفتان بی بصیرت ، آخـر

آتش به در خانه ی خورشید زدند

 


جمعه 93 دی 19 , ساعت 1:16 صبح

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1393/3/5/355549_478.jpg

 

آمدی این همه خورشیــــــــد درخشــان دادی

مرده بود آدم و عالم ، به زمیــــــــن جان دادی

کشتـــزاران جهان ، خشک و سترون شده بود

لطف کردی و به مـــــا ، لالــه و ریحـــان دادی

همه جــا شعبــــده ی ساحــــر فرعونی بــود

چشم وا کردی و آن تحفـــــه ی کنعـــان دادی

کعبـــه در سیـطره ی نعــره ی شیطان گم بود

مهربانا ! تــــــــو به او مهــــــر سلیمــان دادی

دل خاکستـــری ام را سحری روشــــــــن کن

ای که با صاعقه ای آتــش پنهــــــــــان دادی !

                       


سه شنبه 93 دی 16 , ساعت 2:10 صبح

http://www.abipic.com/wp-content/uploads/2011/12/lonely-trees12.jpg

* تنهایی

دوستانم

چهارهزار قلّه اند

چهار هزار باغ سیب

چهار هزار ...

درچهار هزار آبادی


یارانم

آفتاب سپیده دمند


امّا

آن که

همچنان در باران

با من قدم می زند

آن که

همسفره ام می شود

شب ها

برایم حافظ می خواند

با مژه های بلندش

سبد ، سبد

ستاره می چیند

و خدا را

تفسیر می کند

آن که

گاهی پنجره ی فولاد

گاهی زاینده رود را

به خانه ام می آورد ،

بهار که می رسد

مرا به تماشای شکوفه های گیلاس می برد

و زیر درخت توت

چای،تعارف می کند

و مهر که می آید

نگاهم را

به نیمکت ها می دوزد

تنهایی است

تنهایی ...


چقدر دوست دارم

انگشتر خورشید را

برایش بخرم

 

دوستانم امّا

چهار هزار باغ سیب

چهار هزار گندمزارند

در چهار هزار آبادی

 

 

 

 


شنبه 93 آبان 10 , ساعت 1:38 عصر

خورشید در خون


به جرم عاشقی سر داد خورشید


تن ماه برادر  داد  خورشیــــــــــــد


کنار پیــــــــکر گلگــــــون اکبـــــــــر


گلوی سرخ اصغر داد خورشیـــــــد



        * * *



همواره برای نو گلم مـــــــادر باش


خونین جگر و شکسته و پر پر باش


ای لاله که خون کربلا در تن توست


قنداقه ی خونین علی اصغــر باش

 

 

 

 

 

 


پنج شنبه 90 آذر 10 , ساعت 5:2 عصر


                                                به پیشگاه مقدس فاطمه زهرا (س):

حسینت را دم شمشیر دادند
حسن را جامی از اکسیر دادند
مگر ای جان شیرین پیمبر
تو را از سینه ی غم شیر دادند؟
  
* * * * * * * * * * *

به جرم عاشقی سر داد خورشید
تن ماه برادر  داد  خورشیــــــــــــد
کنار پیــــــــکر گلگــــــون اکبـــــــــر
گلوی سرخ اصغر داد خورشیـــــــد


پنج شنبه 89 آذر 25 , ساعت 3:13 عصر

 پیکر خورشید


دشت می بلعید  کم کم پیکر خورشید را

بر فراز نیزه می دیدم سر خورشید را

آسمان گو تا بشوید با گلاب اشکها

گیسوان خفته در خاکستر خورشید را

بوریایی نیست در این دشت تا پنهان کند

پیکر از بوریا عریان تر  خورشید را

چشمهای خفته درخون شفق را وا  کنید

تا ببیند کهکشان پرپر خورشید را

نیمی از خورشید در سیلاب خون افتاده بود

کاروان می برد نیم دیگر خورشید را !

کاروان بود و گلوی زخمی زنگوله ها

ساربان دزدیده  بود انگشتر خورشید را

آه اشترها چه غمگین و پریشان می روند

بر فراز نیزه می بینم سر خورشید را

               سعید بیابانکی


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ