سفارش تبلیغ
صبا
ای هشام! خداوند، پیامبران و فرستادگان خود را به سوی بندگانش بر نینگیخته، جز برای آنکه از او (معرفت) فراگیرند، پس هر که نیکتر رو آورد، معرفت بیشتری برد . [امام کاظم علیه السلام]
 
پنج شنبه 96 مهر 6 , ساعت 10:36 عصر

عصر عاشورا استاد فرشچیان


حسینت را دم شمشـــیر دادند

 حسن را جامی از تزویــر دادند

 مگر ای جان شیرین پیمبـــــــر

تو را از سینه ی غم شیر دادند ؟!



      ******


 به جرم عاشقی سر داد خورشید


تن ماه برادر  داد  خورشیــــــــــــد


کنار پیــــــــکر گلگــــــون اکبـــــــــر


گلوی سرخ اصغر داد خورشیـــــــد


      ******


برای آنکه رویــــــــت را ببوسند

تن آلالــــه بویـــــــت را ببوسند

ملایک مادران صف می نشینند

گلویــــت را گلویــــت را ببوسند

 

      ******


 دلی دارم ، دلی دارم ، فدایـــــــــت 

 سر آشفتـــــــه بازارم ، فدایـــــــــت

 دوبیتی می نویسم ، از غم دوست

 دوبیتـــی های بیمارم ، فدایــــــــت




جمعه 96 مرداد 27 , ساعت 10:45 عصر

شهید محسن حججی

 

           با یاد دو شهید سربریده : شهید ذوالفقار عزالدین (شهید 17 ساله حزب الله) و شهید محسن حججی 

             

این روزها                         

چه پیامبرانی ظهور می کنند !

از سند تا نیل

شیفتگان دلار و گلوله  

پیش از آن که

نامت رابپرسند

سرت را

از بیخ می برند !


و امامانی تاریک !

که از بام تا شام

پسران شیطان را

تکثیر می کنند


شام

سگ های هار

قلب ماه را می جوند

گرگ ها

هزارمین ستاره را

در الغوطه

تکه پاره می کنند


صبحانه ی بغداد

باروت است


ظهر

کاروان خورشید

منفجر می شود

در سامرا

 کاظمین

منفجر می شود

در پیشاور

کویته

کراچی

...


عصر

کابل های امریکایی

پشت کابل را سیاه می کنند


غزه

در امتداد ساحل

تب دار و زخمی

دراز کشیده است

قبه الصخره

ماسک زده است

ضاحیه

بی قرار است

التحریر

زندانی است

طرابلس

دیوانه شده است

اللولو

هنوز سیاه می پوشد

کعبه

بوی نفت می دهد


بوزینه های سفیانی

حرا را مسموم کرده اند

مدینه

میان شاه و شیطان

تقسیم شده است

ایران

متحیر است

...


این روزها

چه امامانی

چه پیامبرانی

ظهور می کنند

از حجاز تا قفقاز !


ذوالفقارت کو

علی جان !


سه شنبه 96 اردیبهشت 19 , ساعت 8:18 عصر

گل یاس

*** به امام عصر


آسمان

صبح به خیر می گوید

زمین

بیدار می شود

و هزار ماه

در انتظار سلام تو

صف می کشند

تو می آیی

و شب دنباله دارمان را

به آفتاب می رسانی

 

می آیی

جاده ها

به راه می افتند

کوه ها

حسین حسینت را

با صلابت

تکرار می کنند

و بیداد ها

در پرده های مشوش شب

گم می شوند

می آیی

دشت ها

صلوات می فرستند

و تو

مشت غنچه ها را

با مهربانی

باز می کنی . . .


یاس های جهان

نفس های توست


   1   2   3   4   5      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ