سفارش تبلیغ
صبا
به رگهاى دل این آدمى گوشتپاره‏اى آویزان است که شگفت‏تر چیز که در اوست آن است ، و آن دل است زیرا که دل را ماده‏ها بود از حکمت و ضدهایى مخالف آن پس اگر در دل امیدى پدید آید ، طمع آن را خوار گرداند و اگر طمع بر آن هجوم آرد ، حرص آن را تباه سازد ، و اگر نومیدى بر آن دست یابد ، دریغ آن را بکشد ، و اگر خشمش بگیرد بر آشوبد و آرام نپذیرد ، اگر سعادت خرسندى‏اش نصیب شود ، عنان خویشتندارى از دست بدهد ، و اگر ترس به ناگاه او را فرا گیرد ، پرهیزیدن او را مشغول گرداند ، و اگر گشایشى در کارش پدید آید ، غفلت او را برباید ، و اگر مالى به دست آرد ، توانگرى وى را به سرکشى وادارد ، و اگر مصیبتى بدو رسد ناشکیبایى رسوایش کند ، و اگر به درویشى گرفتار شود ، به بلا دچار شود ، و اگر گرسنگى بى طاقتش گرداند ، ناتوانى وى را از پاى بنشاند ، و اگر پر سیر گردد ، پرى شکم زیانش رساند . پس هر تقصیر ، آن را زیان است ، و گذراندن از هر حد موجب تباهى و تاوان . [نهج البلاغه]
 
جمعه 94 شهریور 27 , ساعت 10:14 صبح

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ

ماه

  *تو ماهی آسمون مال تو باشه                    برای او که سپیده دمان  سیاهپوشمان کرد


چــــــه کرده با دلم یـــــــاد نـــــگاهت

که مونده روز و شب چشمم به راهت

 چی میشه در غروبــــــــی غربت آلود

 ببینـــــــم آسمونــــــــی روی مـاهت

 

 

چه طوفانی! چه طوفانی! خدایا

 دل، آتش، سینه ، بارانـی خدایا

 اگه یــاد تـو در دل ها نباشـــــه

 نداره غصــــه پایانــــــــی خدایا

 

 

دلم در ســــــــــــوگ یـار نازنینه

 به صحرای غمش چـــادر نشینه

 جگر، خون، پاره ی جان، آتشینه

 دل از دنیــــــــا بکن، دنیا همینه

 

 

 تلاطم های تــو طوفانـی ام کرد

رهادر سیل بی سامانی ام کرد

اســیر موج اشک و غرق آهـــم

عزیزم رفتنت بــــــــارانی ام کرد

 


تو رفتی تا دل دریــــــــا بسوزه

 بهـــار و سبزه و صحــرا بسوزه

 به سوگ غنچه های آتشین رو

 چه جـای غــم اگه دنیـا بسوزه

 

 

ســـــرای اهل ایمـون آسمونه

 بهای تن: زمین، جون: آسمونه

 تو از اول گلم خاکـــــی نبودی

 که جای ماه گــــردون آسمونه

 

 

تو ماهی آسمون مال تو باشه

 تمـــوم کهکشون مال تو باشه

 تو رفتی عالم و آدم خزون شد

 بهــــار بی خزون مال تو باشه


چهارشنبه 93 دی 10 , ساعت 9:58 عصر

http://www.askquran.ir/gallery/images/58057/1_7a23zv852vwypxq93q41.jpg

 

نمی دونــــــــم زمینی ، آسمو نی !

امیــــــــــر دشت های کهکشونی !

همه می گن یه روزی خواهی اومد

دلــــــــــــم می گه میـون مردمونی

 

 

 

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ